عید سعید قربان مبارک

:: عید سعید قربان مبارک

تاریخ دقیق عید سعید قربان 94

روز تقرّب

عید قربان جلوه گاه تعبّد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است، و فصل قرب مسلمانان به خداوند، در سایه عبودیّت.

عید قربان فصل قربانی کردن عزیزها در آستان «عزیزترین» یعنی خداست. عید قربان مجرای فیض الهی و بهانه عنایت رحمانی به بندگان مؤمن و مطیع است. و هر کس بتواند رضای خویش را فدای رضای حق کند، از خواسته دل در راه خواسته خدا چشم بپوشد، و از داشته ها و خواسته ها بگذرد، به مرز عبودیت می رسد.

«قربانی» وسیله قرب به خداست و عید قربان روز تقرّب به پروردگار است. روز رها شدن از تعلّقات قربانی کردن تمنیّات در پیش پای اراده الهی است.

عید در فرهنگ اسلامی

واژه «عید» در لغت به معنی «بازگشتن» می باشد و دراصطلاح، به معنی بازگشت به سوی خداوند سبحان است. در این روز، عطا و بخشش های خداوند متعال همراه با رحمت، بر بندگان مؤمن نازل می گردد پس بیایید در این روز، با عبادت و راز و نیاز، گناهان گذشته را از صفحه دل بشوییم و خود را برای بهره وری بیشتر از فیوضات این روز آماده و مهیّا سازیم؛ چراکه به طور کلّی، در تمامی اعیاد اسلامی، هدف آن است که با بندگی و عبادت در پیشگاه حضرت سبحان، سعادت واقعی خود را به دست آوریم. مولای متقیان علی علیه السلام در این باره فرموده اند: «هر روزی که انسان در آن گناه و معصیت نکند، آن روز عید است.»

عید فداکاری و ایثار

عید قربان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است که یادآور زیباترین نمونه تعبّد انسان در برابر خداوند متعال است. عید قربان، عید فداکاری، ایثار، قربانی، اخلاص و عشق است. فدا کردن فرزند دلبند خود، در راه خدا، امتحانی الهی برای حضرت ابراهیم علیه السلام بود که عید قربان یادآور آن است. اسلام نیز خواسته است که مسلمانان هر سال عید قربان را جشن گیرند تا این اصول و ارزش های الهی را همواره مدّنظر داشته باشند و همواره برای تبعیّت از دستورات خداوند و کسب رضایت الهی آماده هرگونه ایثار و فداکاری باشند.

قربانی ابراهیم

ابراهیم از جانب پروردگار، مأمور قربانی کردن فرزند دلبندش اسماعیل شد. هنگامی که ابراهیم فرمان الهی را به پسرش ابلاغ کرد، اسماعیل گفت: پدر جان! فرمان خدا را اجرا کن که مرا از صابران خواهی یافت. در صبحی دلکش، اسماعیل دست در دست پدر، در صحرای منی، به سوی قربانگاه پیش رفت و خوشحال بود از این که خداوند متعال، او را برگزیده است. آن گاه ابراهیم با دست هایی محکم و استوار خنجر در حنجره اسماعیلش نهاد تا سر از پیکر عزیزش جدا کند. تیغ بر گلوی فرزند می چرخید، ولی نمی برید. گویی معجزه ای رُخ داده بود. ناگهان قوچی برای قربانی شدن در پیش چشمان ابراهیم نمایان شد و هاتفی ندا داد. ابراهیم! تو از این آزمون سربلند بیرون آمدی؛ پس دوستی خد گوارایت باد! امروز نیز حاجیان، در موسم حج، به درگاه خداوند قربانی می کنند تا بگویند: خداوندا! ما نیز چون ابراهیم تسلیم توییم. پس در این روز زنجیرهای اسارت و تعلقات را می بریم تا بیش از پیش به تو نزدیک شویم.

نمایش تسلیم و رضا

قرآن کریم، ضمن بیان داستان های آموزنده، که از مهمترین برنامه های تربیتی آن کتاب الهی است، نمونه هایی از مقامات والای انسان های واقعی را نشان می دهد، تا هدف از این دستورات متین آسمانی را به بشر بفهماند. قربانی نمودن فرزند و یا ذبح گوسفند، مطلوب اساسی نیست، بلکه هدف، پرورش افکار ناب، دل های پاک و جان های منزه است. خداوند در قرآن می فرماید: پس همین که ابراهیم و اسماعیل سر تسلیم فرود آوردند و ابراهیم، او را بر پیشانی بر زمین خوابانید، ندایش دادیم که ای ابراهیم! بحق، تصدیق مأموریت در خواب نمودی و مابه نیکوکاران این چنین پاداش می دهیم.

و این گونه بود که ابراهیم و اسماعیل به عموم جهانیان نشان دادند که آنچه عیار گوهر انسانیّت را بالا می برد و او را موجودی شریف می گرداند، همان حالت خضوع و تسلیم در برابر حق تعالی است.

عید قربان در کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله پیر فرزانه انقلاب، درباره عید قربان چنین گفته اند: «عید قربان، عیدی است که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد. قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد در راه خدای بزرگ را به فرزندان آدم و اصفیاء و اولیای خدا می دهد... این پدرِ توحید و بت شکنِ جهان، به ما و همه انسان ها آموخت که... عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. به همه ما ذریه آدم فهماند که «مکه» و منی قربانگاه عاشقان است و محل نَشر توحید و نفی شرک، که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است.»

پایان روز دهم

ذی الحجه از ماه های شریف سال است. در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هنگامی که این ماه فرا می رسید، اصحاب به انجام عبادات اهتمام فراوانی می ورزیدند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که عمل خیر و عبادت، در هیچ ایّامی نزد حق تعالی محبوب تر از دهه اوّل ماه ذی الحجه نیست. آری، این همان ده روزی است که در قرآن مجید، به عنوان ایّام معلومات نام شده و در نهایتِ فضیلت و برکت می باشد و در کتاب های ادعیه، اعمال مخصوصی برای این دهه ذکر شده است. مسلمانان در این ده روز، با انجام عبادات، دل های خویش را از تاریکی ها و ظلمت ها شستشو می دهند و قلب های خود را سرشار از عشق و محبت می نمایند و بدین سبب پایان این روز را جشن می گیرند و با معبود خویش پیمان می بندند که دیگر به تعلّقات زندگی دل نبندند و همیشه در مسیر رضای او قدم بردارند.

آمادگی برای فیض

عارف وارسته مرحوم میرزاجواد آقای ملکی تبریزی رحمه الله ، درباره آماده شدن برای بهره گیری از فیوضات این روز چنین می گوید: «با شروع روز عید، مواظب باش تمامی کارهایی که باعث رضایت و جلب عطوفت پروردگار است را انجام دهی؛ خداوند باری تعالی، مالک وجود، دنیا، آخرت، زندگی و مرگ تو می باشد و نباید از پروردگار و بزرگی چنین عطوف و مهربان غافل شد؛ زیرا ممکن است باعث محدودیت از عطایای او گردد. آری در ابتدای روز، به نیت پاک نمودن قلب از اشتغال به غیر خدا، غسل کن. آن گاه «الله اکبر» واقعی گفته و با این تکبیر تمام موجودات را در برابر شکوه و عظمت پروردگارت کوچک و ناچیز شمار و به نیّت پوشش و آرایش، با لباس تقوا و اخلاق نیکو، تمیزترین لباس های خود را پوشیده و آن گاه به جانب مصلّی رفته تا نماز عید را اقامه کنی.»

اعمال عید قربان

عید سعید قربان فرصت بسیار خوبی است تا مؤمنان، با انجام عبادات (ضمن بهره وری از فیوضات الهی)، به پروردگار خویش تقرّب یابند.

در کتاب های ادعیه، علاوه بر بیان فضیلت و اهمیت این روز بزرگ، اعمال بسیاری مخصوص این روز ذکر کرده اند. از جمله اعمال مستحب در این روز، غسل کردن است که بسیار بر آن تأکید شده، همچنین برگزاری نماز عید است که بهتر است زیر آسمان (مکان بدون سقف) خوانده شود. از اعمال مستحب دیگر در این روز، قربانی کردن و تناول از گوشت قربانی است. و نیز وارد شده است که در این روز، دعای شریف ندبه و همچنین دعای مخصوص امام سجاد قرائت شود. پس شایسته است، در این روز، بدون آنکه وقت خود را به بطالت بگذرانیم، با انجام این اعمال، مورد رحمت و عنایت پروردگار خویش قرار گیریم.

فضیلت قربانی

یکی از اعمال با فضیلت و مهم در روز عید قربان، عمل قربانی است. که در روایات، بسیار بر آن تأکید شده است. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «خداوند قربانی کردن و اطعام نمودن را دوست دارد». بعضی از علما چنین بیان نموده اند که بهتر است قربانی کننده، گوشت قربانی را سه قسمت کند؛ قسمتی از آن را بین همسایه ها تقسیم نماید، قسمت دیگر را به و فقیران ببخشد و قسمت آخر را نیز برای خانواده خود نگه دارد.

یاد حسین علیه السلام در عید قربان

شب و روز عید قربان، یکی از اوقات بسیار شریف برای زیارت سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است که در فضیلت و ثواب آن، روایات بسیاری وارد شده است. سرّ این امر، آن است که یاد و حماسه جاودان امام حسین علیه السلام در این روز در ذهن ها تکرار شود؛ چرا که اگر ابراهیم خلیل یک قربانی، به قربانگاه منی آورد و سالم باز گرداند، امام حسین علیه السلام ، در یک روز، هفتاد و دو تن قربانی، به قربانگاه کربلا آورد و سرهای بریده و اجساد آغشته به خون یاران و عزیزانش را از کودک شیرخوار گرفته تا پیرمرد کهنسال، همه را یک جا، به پیشگاه پروردگار خویش تقدیم نمود.

امتحان الهی

قرآن کریم در آیه 2 سوره عنکبوت می فرماید: «آیا مردم چنین پنداشتند که به صِرف اینکه گفتند: ما ایمان به خدا آورده ایم، رهایشان کنند و برای این مدعا هیچ امتحانشان نکنند». یکی از سنّت های همیشگی خداوند در مورد بندگان، سنت امتحان بوده است؛ چرا که تا انسان ها در مرحله امتحان و آزمون قرار نگیرند، صدق گفتار آن ها ثابت نمی شود. پس هر گاه در امتحان الهی موفق و پیروز شدند و گفتار و کردارشان یکسان گردید، در ادعای مسلمانی و تدیّن خویش، راستگو و صادق خواهند بود.

آری، عید سعید قربان، یادآور یک امتحان بزرگ است. امتحانی که حضرت ابراهیم علیه السلام با سربلندی از آن بیرون آمد. پس برماست که در مصیبت ها و بلاها صابر و شکیبا باشیم؛ چرا که شاید این ها امتحان و آزمون بندگی و عبودیّت ما باشند.

قربانی حقیقی

در آیه 37 سوره حج آمده است: «هرگز گوشت و خون قربانی ها، به خدا نمی رسد، بلکه آنچه به خدا می رسد، تقوی شماست». آری، خداوند طالب تقواست و تقوا یعنی از بین بردن شیطان درونی هوای نفس؛ چرا که کشتن دیو نفس امّاره، وسیله نزدیکی آدمی در پیشگاه حضرت حق است. امام سجاد علیه السلام از مردی که مراسم حج را انجام داده بود، پرسیدند: «آیا به هنگام سر بریدن قربانی، نیّت نمودی که با تمسّک به حقیقت تقوی و ورع، حلقوم طمع را قطع کنی؟»

زمزمه های عارفانه

مولایمان حضرت زین العابدین علیه السلام ، در روز عید قربان، این گونه با پروردگار خویش مناجات می نمودند: «پرورگارا! آن کس که به سوی مخلوقی حرکت کند، خویشتن را به امید عطا و بخشش او آماده می سازد. پس امروز، من به امید عفو و صله تو آماده شده ام و از درگاهت، مرحمت و کرامت همی تمنّا دارم.

بارالها، بر محمد و آل او درود و رحمت فرست و این امید مرا، نومید مگردان. ای خدا! ای آنکه حاجات حاجتمندان... بر تو پنهان نیست، و ای آنکه هر چه ببخشی، خزانه سرشارت زوال نبیند.

من امروز با دست تهی به درگاهت آمده ام، و مرا به طاعت و عبادتم تکیه ای نیست. نه طاعتی فرستاده ام که مقبول باشد و نه جز شفاعت محمد و آل او شفاعت کسی پشت گرمی من است. بلکه امروز به درگاه تو آمده ام، در حالی که به گناهان خویش اعتراف دارم و به عفو عظیم تو که شامل ] حال] خطا کاران می شود، امید دارم.»

گلبانگ تکبیر

یکی از اعمال مستحب در روز عید قربان، گفتن تکبیر است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که اعیاد فطر و قربان را با جملات «لا اله الا الله» و «الله اکبر» و «الحمد الله» و «سبحان الله» آذین ببندید. و نیز در جمله ای دیگر از آن حضرت تصریح شده است که «چون در روزعید قربان از خانه بیرون شدید، با صدای بلند تکبیر بگویید». چه بسا بر زبان آوردن این اذکار برای آن باشد که انسان تمامی موجودات را در برابر عظمت و شکوه پروردگار خویش کوچک و ناچیز شمارد و قلب خویش را از توجه به غیر خدا فارغ نماید تا ظرف وجودی خویش را برای کسب فیض و رحمت پروردگار وسعت بخشد.

تکریم حماسه ابراهیم

قربانی کردن گوسفند، چه از سوی حاجیان در «منا» و چه از سوی غیر حاجیان، تکریم آن حماسه معنوی و ایثار عظیم ابراهیم و اسماعیل است که به «مسلخ عشق» رفتند و سربلند، خاطره آن اخلاص و عشق شکوهمند خود را در یادها جاودان نمودند.

آیینه عشق

نزول فیض رب العالمین است حلول «عید قربان» در زمین است
بگیر آیینه دل را مقابل ببین نور ازل در مهبط دل
حلول تازه داده فیض سبحان خوشا «ذی الحجه» روز «عید قربان»
چه زیبا منجلی شد «عید قربان» شروع داستان عشق و ایمان
نگر خورشید خون چون در طلوع است کنار کعبه محشر در وقوع است
به سودای جهان عاشق دلیر است همیشه عشق، قربانی پذیر است
همیشه قرب دل در وصل عشق است موحّد بودن ما اصل عشق است

شجاع الدین ابراهیمی

منبع : پژوهش نگارعید سعید قربان مبارک
برچسب ها : قربانی ,قربان ,ابراهیم ,علیه ,خویش ,الهی ,علیه السلام ,پروردگار خویش ,اعمال مستحب ,حسین علیه ,«عید قربان»

بصیرت عاشورایی

:: بصیرت عاشورایی

شنبه 25 مهر 1394

بصیرت عاشورایی

   نگارش و انتخاب توسط: محمد هاشمی    

  بصیرت یعنی اینکه بدانیم :  

     شمری که سر امام حسین ( علیه السلام)  را برید همان جانباز جنگ صفین بود که در رکاب امیر المومنین (ع)تامرز شهادت پیش  رفت  قام معظم رهبری (مد ظله العالی)  

بصیرت عاشورایی

 

   

پیام عاشورا برای امروز

به نظر من امروز یکی از پیامهای عاشورا از دیگر درس ها و پیام ها ی عاشورا برای ما فوری تر است .ما باید بفهمیم چه بلائی بر سر آن جامعه آمده که سر حسین بن علی ع آقازاده اول دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین علی بن ابی طالب ع در همان شهری که پدر او بر مسند امامت نشسته است ، گردانده شده و آب از آب هم تکان نخورد .

دو عامل :

 عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی : یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است ، یعنی فراموش کردن خدا ومعنویت وجدا کردن حساب معنویت از زندگی و فراموش کردن توجه و ذکر و دعا وتوسل و توفیق از خدای متعال و توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدایی از زندگی.

عامل دوم:

 

" اتبعوا الشهوات " است یعنی دنبال شهوترانی هوس ها ودر یک جمله  " دنیا طلبی " و به فکر جمع آوری ثروت ومال بودن والتذاذ  و به دام شهوات دنیا افتادن واصل دانستن اینها و فراموش کردن آرمانها . این درد اساسی وبزرگ است وما هم ممکن است به این درد دچار بشویم

 

مقام معظم رهبری                                                                                                            

برای مشاهده هر صفحه ابتدا روی  عکس آن کلیک نمایید و پس از بارگذاری کامل عکس بر روی عکس راست کلیک نموده و گزینه...... save pictuer  As ....

  را زده و عکس مورد نظر را بر روی کامپیوتر خود ذخیره نمایید..... و انشالله به  دوستان خود هم پیشنهاد کنید 

عاشورایی

********

..  بصیرت عاشورا . مختار چنگانامامزاده مختار ..

     صفحه 3                      صفحه 2                          صفحه 1

.. عاشورا . خوراسگان.  mokhtar ..                     

       صفحه 4                      صفحه 5                          صفحه 6

.. .  مختار . چنگان خوراسگان  .    

  صفحه 7                      صفحه 8                          صفحه 9

...  . بصیرت                     .

    صفحه 10                       صفحه11                           صفحه12

.. عاشورا . اوقاف . امامزاده مختار خوراسگان   .  

      صفحه 13                       صفحه14                           صفحه15

.. اربعین حسینی .  . .

      صفحه 16                       صفحه17                           صفحه18

 با تشکر از اداره اوقاف 

( به اهتمام و کوشش   مهدلی لطیفی)
منبع : پژوهش نگاربصیرت عاشورایی
برچسب ها :  صفحه ,عاشورا ,یعنی ,بصیرت ,      صفحه ,عاشورا برای ,بصیرت عاشورایی

حضور قلب در نماز یعنی چه؟

:: حضور قلب در نماز یعنی چه؟




انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.

البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.

او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.

سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.

این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.

الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.

 

حضوری عاشقانه

آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.

آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.

 

معنای حضور قلب

حضور قلب در نماز به این معنا است که انسان در نماز، دل را با زبان همراه نماید، به گونه ای که با تمام وجود، خود را در محضر خداوند بی مثال ببیند و تمام توجّه و حواس خود را به سوی آن قدرت بی نظیر، متمرکز نماید، و به تعبیر عوامانه، شش دانگ حواسش نزد خداوند بی همتا باشد.

در نماز، باید تمام مملکت باطن را در اختیار حضرت حق قرار داده و با چشم دل به جمال یار بنگریم تا شربت حیاتبخش عشق را به ما چشانده و با آن عمق وجودمان را سیراب نماییم.

نمازی که در آن انسان، فقط زبانش ذکر خدا بگوید و دلش جای دیگر باشد، عین نفاق و دورویی است. ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) در مورد چنین اشخاصی می فرماید: خداوند به چنین نمازگزارانی خطاب می کند: «اَتَخدَعُنی؟ و بِعّزَّتی وَ جَلالی، لاُ حرّمنّک حلاوةَ ذکری، لا حجبنّکَ عَن قُربی و المَسَرَّة بِمناجاتی.»2 آیا با من حیله گری و نیرنگ می کنی؟ سوگند به عزّت و جلال خودم، شیرینی یاد خود را از تو می گیرم و تو را از مقام قرب خویش و لذّت مناجاتم محروم می کنم.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

نماز

راستی چه عذابی بالاتر از این، که انسان از ذکر و یاد خدا و از خلوت با خدا لذت نبرد! عذابی است دردناک که قلب و جان آدمی را به آتش می کشد.

گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.

 

راز نهفته در کلمه ی «الله اکبر»

اگر مؤمن بخواهد در نماز، حلقه ی جان خود را به چشمه ی زلال محبت الهی پیوند زده و با شور و اشتیاقی فراوان با معبود خویش، سخن بگوید و نمازی جانانه به درگاه او تقدیم نماید، باید در کلمه ی زیبای «الله اکبر» دقت نموده و با تمام وجود در پی یافتن پیام آن باشد، زیرا در باطن این ذکر شریف رازی نهفته است که حضور قلب در نماز، بدون دست یافتن به آن ناممکن است. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنده ای که چنین نماز جانانه ای به درگاه الهی تقدیم نموده باید بداند که خدا نیز در مقابل، پاداشی جانانه برای او در نظر گرفته است. عزیز عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «مَن صَلی رَکَعتَعین و لَم یُحدِث فیهِما نَفسَهُ بِشیء مِن اُمورِ الدُنیا غَفَرَ الله لَهُ ذُنوبَهُ.»3 هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهش را می آمرزد؛ یعنی صفحه ی قلبش از چرک و کثافت گناه پاک و آینه ی دلش، صاف و شفاف شده، به گونه ای که نور رحمت الهی را در دل خود احساس می کند که این پاداشی است که هرگز نمی توان برای آن قیمتی تعیین نمود.

گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.

نمازی آبرومند

امام باقر علیه السلام در شأن پدر بزرگوار خود امام سجاد علیه السلام می فرماید: آن حضرت در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند، او در نخلستان دارای پانصد نخله خرما بود، در کنار هر یک از آن نخله ها، دو رکعت نماز می خواند، هنگامی که به نماز می ایستاد، رنگش تغییر می کرد، حال او در نماز چون حال برده ی ذلیل در برابر پادشاه بزرگ بود، اعضاء بدنش می لرزید و به گونه ای نماز می خواند که گویی آخرین نماز اوست و هرگز بعد از آن زنده    نمی ماند.

شبی مشغول نماز بود، یکی از پسرانش در کنارش به زمین افتاد و دستش شکست. اهل خانه جیغ و فریاد کشیدند، همسایه ها آمدند و شکسته بند آوردند، آن کودک از شدّت درد فریاد می کشید، شکسته بند، دست او را بست ولی امام سجاد(علیه السلام) از این فریادها و صداها، چیزی نشنید، تا این که صبح آن شب، حضرت با کمال تعجب دیدند که دست فرزندش به گردنش آویزان است! فرموده: چه شده؟! ماجرا را به سمع حضورش رساندند.

در مورد دیگری او در حال سجده نماز بود، آتش سوزی سختی در خانه حضرت رخ داد، حاضران فریاد می زدند: «یابنَ رَسُول الله النارُ النارُ»؛ ای فرزند رسول خدا! آتش آتش.

آن حضرت، سر مبارک را بلند نکرد تا این که آتش خاموش گردید، پس از سجده به آن حضرت گفته شد: چه چیز شما را از توجه به آتش سوزی بازداشت؟! در پاسخ فرمود: «اَلَهَتنی عَنها النارُ الکبری»؛ آتش عظیم دوزخ مرا از توجه به این آتش سوزی، غافل ساخت.4

 نوشته مهدی صفری – گروه دین و اندیشه تبیان

 

پی نوشت ها:

1- نهج الفصاحه، ج 3075

2- محجة البیضاء، ج 1، ص 385

3- جامع السعادات، ج 3، ص 327

4- بحارالانوار، ج 46، ص 80

 

منبع : پژوهش نگارحضور قلب در نماز یعنی چه؟
برچسب ها : نماز ,حضور ,انسان ,نماز، ,بزرگتر ,خداوند ,احساس خستگی ,«الله اکبر» ,علیه السلام ,نماز احساس ,رکعت نماز ,نماز احساس خستگی ,بدون اینکه احساس ,اینکه

عاشورائیان، ماه بصیرت رسید

:: عاشورائیان، ماه بصیرت رسید

سخنان امام حسین علیه السلام

ای مردم، اگر تقوای الهی پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر راضی خواهد بود.

بدانید که شیرینی و تلخی دنیا، خواب است و بیداری در آخرت است. رستگار کسی است که به فلاح آخرت برسد و بدبخت کسی است که به شقاوت آخرت گرفتار آید.

هرگاه بدعت ها آشکار شود، دانا باید دانش خویش را آشکار کند.

شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت می کنم. همانا سنّت مرده، بدعت زنده شده است.

مرگ با عزّت بهتر از زندگی با خواری است.

اگر شما دین ندارید و از آخرت نمی ترسید، دست کم آزاده باشید.

مرگ جز یک پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت های همیشگی آن می رساند.

تسلیت

فرا رسیدن روزهای غم بار تاسوعا و عاشورا و شهادت مظلومانه سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش را به مسلمانان، آزادی خواهان و شیفتگان آن حضرت تسلیت می گوییم.

محرم، ماه آزادگی

محرّم ماه آگاهی، ماه شکوفایی، ماه سوگواری و ماه عشق است. محرّم ماه آزادی و رهایی، ماه رشد و بالندگی، ماه جوشیدن و اندیشیدن، و ماه فانی شدن و به ابدیت پیوستن است. محرّم مدرسه عشقی است که باید درآن درس آموخت. محرابی است که باید در آن به نماز عشق ایستاد و نردبانی است که باید از آن بالا رفت تا به لقای حق شتافت.

هرروز عاشورا و هر سرزمین کربلاست

عاشورا سالروز عروج خونین سبک بالان عاشقی است که با شهادت خویش حماسه جاودانه و با شکوهی در تاریخ آفریدند. عاشورا چشمه نوری است که سیاهی ها و تاریکی ها را از جان می شوید و زلالی و پاکی را سخاوتمندانه به آن هدیه می کند. فریاد سرخی که از خاک تفتیده کربلا برخاست، طنین بیدارباشی بود که تمامی اعصار و قرون را درنوردید و با رنج مظلومان تاریخ آمیخته شد و به ابدیت پیوند خورد. نه کربلا به یک سرزمین محدود می شود و نه عاشورا در غروب یک روز پایان می یابد.

محراب مشتاقان

کربلا صحنه نمایش رویارویی حق و باطل و حماسه پرشکوه جانبازی و شهادت طلبی است. کربلا نمایش رویارویی دو جبهه است که یکی در قامت استوار حسین علیه السلام تجلّی می یابد و دیگری در وجود یزید نمود می یابد. نبض زمین در کربلا می تپد و کل کاینات در کربلا خلاصه می شود. کربلا محراب عبادت دل باختگان است. کربلا سکویی است که کربلاییان و عاشوراییان را از خاک تا افلاک و از زمین تا عرش برین پرواز می دهد. کربلا مدرسه ای است که درس چگونه ماندن و چگونه رفتن را به ما می آموزد و پایداری و پاسداری را یاد می دهد.

حماسه جاوید

نهضت عاشورا حقیقتی را آشکار کرد که در هجوم ابرهای فتنه و تحریف گم شده بود. عاشورا نمایش پرشکوه عشق است که با ایثار و از خودگذشتگی حسین علیه السلام و یاران فداکار آن حضرت در صحنه کربلا خلق می شود.

حماسه کربلا حقیقتی را در کهکشان عشق و خون به تصویر کشید تا دیگر کسی برای چشم پوشیدن از آفتاب حقیقت، بهانه ای نیابد. کربلا صحنه وقوع حماسه جاویدی است که وجدان انسان های آگاه، صلابت آسمانی اش را ستایش می کند و در برابر قداست و عظمت آن سر تعظیم فرود می آورد. نام آنانی که در معراج کربلا تن به خاک سپردند و به افلاک پر کشیدند، بعد از گذر قرن ها هم چنان بر تارک تاریخ می درخشد.

حسین، آموزگار تقوا

تقوا دژی استوار است که آدمی را در برابر خطا و گناه و پلیدی و زشتی حفاظت می کند و حسین علیه السلام بهترین آموزگاری بود که عملاً آموخت تقوا، گوشه نشینی و عزلت و دوری از جامعه نیست؛ بلکه موهبتی است که با بصیرت، دانایی و ستیز دائم با هواهای نفسانی و مفاسد اجتماعی به دست می آید. حسین علیه السلام مظهر تقوای الهی و نمونه اعلای وارستگی و پارسایی است وباید تقوای حقیقی را در مکتب حسینی بیاموزیم و آموزه های عاشورا را الگوی رفتارمان قرار دهیم.

آغازی دیگر

عاشورا برای ما تنها یک حادثه نیست؛ بلکه نوعی فرهنگ و تاریخ آغازی دیگر است. حادثه عاشورا هرچند در زمانی بسیار کوتاه تحقق یافت و بیش از نیم روز دوام نیافت، امّا عمق حادثه چنان روایت تلخی را به تصویر می کشد که توجّه همه عالم را به خود معطوف می سازد و چنان شور و حرکتی می آفریند که همه قیام های حق طلبانه و آزادی خواهانه از سرچشمه اش آب می خورد و بر محور آن می چرخد. این وظیفه ماست که فرهنگ عاشورا و پیام کربلا را خوب بشناسیم و سرمشق زندگی خود قرار دهیم.

آزادگی

از مهم ترین پیام های عاشورا، حفظ آزادگی و شرافت انسانی است؛ زیرا انسان تا اسیر نادانی و گم راهی باشد و دل بستگی به دنیا پرده های سیاه بر چشم و دل او افکند، هرگز مسیر تکامل را نخواهد پیمود و به هدف های متعالی و انسانی نخواهد رسید. در آن روزگار که وابستگی های دنیوی و دل بستگی های مادّی، مردم را از یاد خدا غافل ساخته و دام های فریبنده آنها را به پستی کشانده و سراب مقام و ریاست، شکوه حضور پروردگار را در دل هایشان به فراموشی سپرده بود، حسین علیه السلام بود که همگان را به آزادی و کمال انسانی فرا خواند و به زیبایی فهماند که خداوند انسان را آزاد آفریده و انسان باید از این آزادی پاسداری کند.

عدالت خواهی

حضرت امام حسین علیه السلام که خود مظهر انسانیّت و تجسم عدالت بود، پیوسته با بی عدالتی مبارزه می کرد و در آخر، جان مبارکش را در این راه نثار کرد. عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته قیام امام حسین علیه السلام است که برای هیمشه در صفحه تاریخ ماندگار می باشد و معیار تشخیص مبارزات و حرکت های حق از باطل در طول تاریخ خواهد بود.

فریاد بیداری

بندگیِ دنیا انسان را به پستی و تباهی می کشاند و وابستگی به آن آدمی را به خاک سیاه ضلالت و گم راهی می نشاند. فریب دنیاست که مردم را به ستمگری و شقاوت می کشاند و از فتنه دنیاست که به خواری تن می دهند و به بندگی غیر خدا روی می آورند و آیات روشن خدا را انکار می کنند. حسین علیه السلام از هر فرصتی بهره برد تا آن قوم ره گم کرده و از حقیقت برگشته را بیدار سازد و از فریب دنیا بر حذر دارد. آری فریاد بیداری حسین علیه السلام تا امروز در گوش تاریخ طنین انداز است.

حقیقت کمال

وقتی نور معرفت در زوایای تاریک دل آدمی بتابد، دیگر او جز در برابر خداوند سر تسلیم فرود نمی آورد و جلوه های ظاهری دنیا او را نمی فریبند و در همه حال تسلیم فرمان الهی و شکرگزار نعمت های او می شود. حسین علیه السلام در روز عاشورا خواست تا کمال حقیقی و حقیقت کمال را برای مردم بنمایاند و نشان دهد که راه سعادت و کمال تنها با خدامحوری پیموده می شود، و عظمت انسان تنها با تقوای الهی به دست می آید و رسیدن به کمالات معنوی با پرهیز از ننگ و ذلّت زندگی با ظالمان میسر می گردد و خوشبختی، در زندگی با عزّت و مرگ با سعادت معنا می شود.

شهادت، انتخابی وال

امام حسین علیه السلام می دانست که این نهضت، پیروزی نظامی ندارد و این حرکت جز به شهادت او سرانجام نمی یابد؛ امّا او بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی قیام کرد و برای پیراستن چهره دین از ناروایی ها، حرکت خود را آغاز کرد تا با خون خود و یارانش، کژی ها را از جامعه اسلامی بزداید و فریاد بیداری را در جان خفته انسان ها طنین انداز کند.

سازش ناپذیری

قاطعیت و سازش ناپذیری حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام در مبارزه با فساد، انحراف و استبداد همواره الهام بخش انسان های آزاده در طول تاریخ بوده است. امام حسین علیه السلام با شجاعت تمام از دین و حقانیت خود دفاع کرد و هرگز خواری بیعت با یزید را نپذیرفت. او برای دفاع از دین و احیای ارزش های اسلامی، رنج ها و مصیبت ها را به جان خرید و تا مرز شهادت ایستادگی کرد.

اخلاص

حرکت و قیام شکوهمند امام حسین علیه السلام قیامی الهی بود که از منبع وحی سرچشمه می گرفت. تاریخ پرفراز و نشیب بشر، هرگز حماسه ای ناب تر و خالص تر از نهضت عاشورا سراغ ندارد. حضرت امام حسین علیه السلام والاترین نمونه اخلاص و پاک بازی است و یاران او از فداکارترین و باوفاترین انسان های روی زمین بودند. از این رو قیام و نهضت حسینی از خدایی ترین و با اخلاص ترین مبارزات حق طلبانه و بارزترین مظهر حق پرستی و عدالت خواهی است.

امر به معروف و نهی از منکر

نهضت امام حسین علیه السلام در کربلا برای این بود تا روح مسئولیت پذیری و حق خواهی را در جامعه زنده کند و بنیاد ظلم و استبداد را از جامعه بر کند و زنگارهای نیرنگ و فریب را از چهره دین اسلام بزداید و حقیقتِ پنهان شده در پشت پرده های ضخیم تحریف را برای مردم آشکار سازد و جان خفته جاهلان، گم راهان و فریب خوردگان را بیدار کند. ما در زیارت نامه آن حضرت شهادت می دهیم که «ای حسین، تو نماز را به پا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی».

راز عاشور

این چه رازی است که تمامی حرکت ها و انقلاب هایی که برای دفاع از دین انجام می شود، تاب و توان و شور و پویایی شان را از حماسه عاشورا می گیرند و این چه سرّی است که اندیشه های اسلامی بالندگی و دوامشان را از نهضت کربلا اخذ می کنند؟ آری، هیچ اندیشه ای به کمال نمی رسد، مگر این که از چشمه جوشان معرفت عاشورا سیراب شود و هیچ حرکتی دوام نمی آورد مگر این که از صلابت معنوی حماسه کربلا کمک بگیرد.

رضا و تسلیم

رضا و تسلیم در برابر فرمان خداوندی تنها به معنی فرمانبرداری نیست؛ بلکه تسلیم علاوه بر اطاعت باید با عشق و شوق درونی در پرستش همراه باشد. عبادت و طاعت حضرت امام حسین علیه السلام عبادت عشاق و عبادت احرار است که از میل شدید درونی می تراود. ژرفای این تسلیم و رضا، در کلام امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا به خوبی هویداست، آن جا که می گوید: «خدایا،... به قضای تو راضی ام؛ تسلیم فرمان توام. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد رسان.»

اهمیت نماز

شب عاشورا شور و حال دیگری برای امام حسین علیه السلام دارد. دیگر وقوع جنگ قطعی شده است و یزیدیانِ نالایق که هواهای نفسانی مجال تفکر و تدبر را از آنان گرفته است، با بی شرمی تمام، تصمیم به جنگ دارند و حسین علیه السلام شب عاشورا را برای نماز، استغفار و مناجات با پروردگار از دشمن مهلت می گیرد و می فرماید: «خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم». آری، نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به عالم بقاست. نماز دل بریدن از دنیا و اوج گرفتن به سوی خداست و در این شب غریب و در این دشت اندوه و در این مصیبت و بلا، این نماز است که آرامش می بخشد و مصیبت ها را تحمّل پذیر می سازد.

وظیفه ه

امام حسین علیه السلام در کربلا حماسه سترگ و بی نظیرِ عاشورا را آفرید تا ما را با فرهنگ خوب زیستن و سرفراز مردن، آشنا کند و عبودیت و بندگیِ خدا و حرکت و قیام در راه خدا را به ما آموزش دهد. کربلا کلاس درسی است که باید همگان در آن بیندیشند. برای شاگردان این مدرسه، جهاد و شهادت وظیفه ای است که با عشق گزارده می شود. شاگرد مکتب عاشورا، همواره دین را درمی یابد و از دنیا دل می برد و اگر ماندن، واماندگی را در پی داشته باشد، برای رفتن تردید نمی کند و از هیچ ستمگری نمی هراسد و از هیچ فتنه ای نمی لرزد. بی باکانه بر ظلم می آشوبد و در برابر بی عدالتی و بی دینی فریاد بر می آورد که «هیهات منّا الذّلة».

پیوند دین و سیاست

از ویژگی های برجسته و مهم نهضت عاشورا پیوند دادن دین با سیاست است. در عاشورا دیانت و سیاست با هم تجلّی می یابد و کربلا حضور عرفانی و سیاسی امام حسین علیه السلام و یارانش را هم زمان به نمایش می گذارد. اگر عبادت و دیانت امام علیه السلام را در والاترین مرتبه آن در کربلا نظاره می کنیم، مبارزات سیاسی آن حضرت نیز در حماسه عاشورا نمود می یابد. حضرت امام حسین علیه السلام هرگز به بهانه دین داری و پارسایی از امور سیاسی و اجتماعی امّت کناره گیری نمی کردند و نسبت به ستم ستمگران و نیرنگ منافقان، بی اعتنایی و بی طرفی را بر نمی گزیدند؛ بلکه همواره در اجتماع حضور داشته، با منکرات مبارزه می کردند.

صبر

یکی از آموزه های اخلاقی حماسه کربلا دعوت به بردباری در برابر مصیبت هاست. حسین علیه السلام و خواهرش زینب علیهاالسلام و اهل بیت و اصحاب گرامی ایشان در سوگمندانه ترین لحظات صبر و طاقت از دست ندادند و در اوج عزا، صبوری را به فراموشی نسپردند و در مرگِ بهترین عزیزانشان رسالت خویش را در پاسداری از خون آنها، برگی دیگر بر افتخارات کربلا آفریدند.

نهضت عاشورا در کلام امام خمینی رحمه الله

«سیدالشهداء علیه السلام نهضت عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی امیه را محکوم و پایه های آن را فرو ریخت». غیر از این گفتار، امام خمینی رحمه الله در جایی دیگر می فرماید: «سیدالشهداء علیه السلام که همه عمرش را و همه زندگی اش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند، تمام عمرش را صرف این کرد».

چراغ هدایت

حسین علیه السلام برهان درخشانی است که فریب خوردگان و شیفتگان دنیا را به شاه راه هدایت دعوت می کند و راه ثواب را بهآنها می نمایاند. حسین علیه السلام بسان چراغ روشنگری است که ره گم کردگان شب را به سوی نور فرا می خواند، و هم چون کشتی نجاتی است که اسیرشدگان گنداب های فساد و تباهی را به ساحلِ نجات سوق می دهد.

او رود زلالی است که عشق را در کویر تفتیده دل انسان می رویاند و آیینه است که جلوه های حقیقت را در فراروی چشمان او آشکار می سازد.

عاشورا، طرحی برای رفتن

در آن هنگام که ستم و فساد و تباهی جامعه را فرا گیرد، رنگ و نیرنگ جای حقیقت را اشغال کند، مهربانی به دشمنی بدل شود، دروغگویی و فریب کاری رواج یابد، بندگی زندگی قلمداد گردد، آزادگی و مردانگی از جامعه رخت بر بندد، جوان مردی و غیرت به فراموشی سپرده شود، باطل به جای حق خودنمایی کند، حقیقت بر مردم مشتبه گردد و منکر تبلیغ و ترویج شود و از معروف جلوگیری شود ـ دیگر چه جایی برای «ماندن» و چه دلیلی برای «زیستن»؟ پس مردانه باید رفت واز کینه زار لشکر خصم عبور کرد و در فضای آزاد بال گشود و تا اوج قلّه انسانیّت صعود کرد.

یاد نینوا

یاد نینوا رودی جاری است که کویر سینه دل باختگان و عاشقان حسین علیه السلام از فیض آن سیراب می شود. یاد نینوا دریایی است که یک دنیا اخلاص، وارستگی و فداکاری در آن موج می زند. یاد نینوا آیینه ای است که شکوه زیباترین ایثار و حماسه را در صفحه خود باز می تاباند. یاد نینوا کهکشانی است که نگاه ها را به بی نهایت پیوند می زند و چراغی است که آگاهی و معرفت را در پرتوهای خود به ارمغان می آورد. آری، نینوا یادآور لحظه های ناب عشق است که قربانی شدن در راه معشوق را به عنوان زیباترین انتخاب به نمایش می گذارد.

گریه بر حسین علیه السلام

گریه بر حسین علیه السلام تمرین هم سفر شدن با کاروان عاشورا و مایه تلطیف روح و صفای دل برای شناخت ژرفای حماسه سرخ حسین علیه السلام است. گریه بر حسین علیه السلام تلاشی است برای گشودن پنجره ای به خانه دل تا شاید ذرّه ای از همّت، غیرت، شجاعت، ایمان، اخلاص و آزادگی او در وجود ما بتابد. گریه بر حسین علیه السلام تقلاّیی است برای حسینی شدن و کربلایی زیستن و عاشورایی مُردن و کوششی است برای یاد گرفتن عمیق ترین درس های تربیتی، اخلاقی و انسانی عاشورا. این است که گریه بر حسین علیه السلام انسان را به مقصود می رساند و «چشم کسی که بر حسین بگرید، روزی که چشم ها گریان است، گریان نخواهد بود.»

تأثیر سوگواری

حادثه کربلا چنان جان سوز و سوگمندانه به وقوع پیوست که آتش آن هنوز جان ها را می سوزاند و دل مشتاقان را به درد می آورد. سوگواری برای امام حسین علیه السلام اهداف بلند قیام او را جاودانه می سازد و فرهنگ جهاد و شهادت را در جامعه رواج می دهد. عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام آتشی در سینه دردمندان می افزود، آتشفشانی در وجود دل سوختگان به وجود می آورد و سیلاب اشکی بر دامان آنان جاری می سازد که در پرتو آن ناب ترین مفاهیم و والاترین مضامین در پهن دشت اندیشه ها می روید.

منبع : پژوهش نگارعاشورائیان، ماه بصیرت رسید
برچسب ها : السلام ,علیه ,حسین ,عاشورا ,کربلا ,امام ,علیه السلام ,حسین علیه ,امام حسین ,حضرت امام ,نهضت عاشورا

سفیران پیام عاشورا

:: سفیران پیام عاشورا
انقلاب عاشورا، بی شبهه بزرگترین جریان اعتقادی پس از هجرت نبی اکرم(ص) در تاریخ اسلام محسوب می شود که وقایع ما بعد خود را شدیداً تحت تأثیر قرار داد. ماجرا آنچنان پرعظمت است که از ابعاد گوناگون می توان به آن پرداخت؛ اما آنچه که در این مقاله مورد بحث و امعان نظر قرار خواهیم داد، نقش پیام رسانی زینب کبری(س) و تأثیرات آن خواهد بود. اما آنچه انقلاب سیدالشهداء را از جهت تأثیر عمیق و گسترده در تاریخ اسلام مورد پرسش قرار می داد، محدود ماندن آن در مرزهای جغرافیایی رخداد، یعنی کربلا بود. به بیان دیگر با توجه به محدودیت های ارتباطی در قرن اول هجری این خطر وجود داشت که همه رخدادهای پرعظمت انقلاب عاشورا در حیطه جغرافیایی آن محدود و محصور بماند و اسلام عزیز از تأثیر عمیقی که این تحول عظیم می توانست در سرنوشت و آینده آن داشته باشد، محروم بماند. بخصوص که محل رخداد انقلاب عاشورا از قطب های جمعیتی آن روز به دور بود و این می توانست احتمال یاد شده را تقویت کند. باقی ماندن ماجرای عاشورا در حصار کربلا، همان چیزی بود که جریان انحرافی سلطه امویان در پی آن بود. آنها به زعم خود حضرت اباعبدالله (ع) و یارانش را به بیابان های نینوا کشانده بودند تا به دور از چشم امت اسلامی خیال خود را از حق طلبی آل الله راحت کنند؛ اما تقدیر اینگونه نبود و مقدر شده بود که خون به ناحق ریخته امام حسین و 72 تن از یاران و اقربایش، به نخستین انقلاب اسلامی جهان تبدیل شود.
نگاه تاکتیکی حضرت زینب(س)
درست لحظه ای که واقعه عاشورا با شهادت کاروانسالار آن، حضرت سیدالشهداء(ع) به نقطه اوج خود رسید و در لحظه ای که عمر سعد می پنداشت قافله کربلا با به شهادت رسیدن قافله سالار آن، از هم فروپاشیده است و گزارش این فتح بزرگ را برای یزید فرستاد، آری درست در همان لحظه زینب کبری(س) با درک آسمانی خویش سرپرستی و سالاری کاروان بازماندگان عاشورا را بر عهده گرفت و به سرعت به طراحی تاکتیک های ادامه حرکت، که همانا جنگ تبلیغاتی علیه بنی امیه و یزید بود، پرداخت و کاروان عاشورا در اوج فروپاشی سر و سامان گرفت. برخی وقایع ثبت شده تاریخی درباره قیام عاشورا نشان می دهد پس از به شهادت رسیدن حضرت اباعبدالله(ع) در ظهر عاشورا و حمله سپاه پسر سعد به خیمه ها، برخی از سپاهیان او با این استدلال که زن و فرزندان خروج کنندگان بر حاکم اسلامی، خونشان هدر است، در صدد کشتن اهل بیت حضرت سیدالشهداء(ع) و دیگر شهدا بودند که با نهیب حضرت زینب(س) و یادآوری این نکته که جدم رسول خدا(ص) در هیچ جنگی حتی در جنگ با یهودیان بنی قریظه بر روی آنان تیغ نکشید، مانع از رخداد این فاجعه بزرگ شدند نه اینکه آن حضرت از شهادت می هراسیدند، چه، وقتی شیرزنانی چون او، پسران نوجوان و جوان خود را با دست خویش کفن می پوشیدند و به میدان شهادت می فرستادند، دیگر واهمه ای از شهید شدن خود نداشتند. آنچه پس از ماجرای عاشورا باعث صیانت حضرت زینب(س) از جان خود و دیگر زنان شد. درک دقیق مأموریتی بود که تقدیر آسمانی بر عهده ایشان گذارده بود و الحق که این مأموریت چه نیکو به سرانجام رسید.
بازسازی روحی بازماندگان
زنان بازمانده از قیام خونین عاشورا، وظیفه ای عظیم تر از اصل قیام داشتند و آن انتشار و ابلاغ پیام این انقلاب عظیم اسلامی در جهان بود. برای انجام چنین رسالتی، زنان قافله کربلا، باید از قابلیت های لازم روحی بهره مند باشند. همچنین رسالت عظیمی نمی توانست به وسیله زنانی که شاهد فاجعه خون بار کربلا بوده و نزدیک ترین عزیزان خود را در این راه تقدیم اسلام کرده بودند، به نحو احسن انجام گیرد. لذا بازسازی روحیه زنان، موضوعی بود که حضرت زینب(س) از نخستین ساعات پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) مدنظر داشتند و علیرغم داغ بزرگی که از شهادت برادری که یک عمر عاشقش بودند و دیگر نزدیکان و عزیزان بر دل داشتند، تلاش کردند با مؤثرترین شیوه های روانی( روش بازسازی روحی بر مبنای اعتقادات دینی) به تقویت روحی زنان بپردازند و آنان را برای انجام وظیفه سترگ ابلاغ پیام عاشورا، مهیا کنند. روایات بسیاری از گفتگوهای مؤثر حضرت زینب(س) با زنان بازمانده از قافله کربلا نقل شده است که هریک مصداقی روشن از این حرکت هوشمندانه آن حضرت است.

سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

استراتژی انتقال حضوری پیام
در شرایطی که قافله بازماندگان عاشورا به اسارت سپاه سعد درآمده بود و کمترین اختیار تصمیم گیری برای حضرت زینب(س) به عنوان سرپرست این کاروان متصور نبود و در حالی که هیچ ابزار ارتباطی برای ابلاغ پیام خون سیدالشهداء و یارانش وجود نداشت، طراحی استراتژی مؤثر و کارآمد« ابلاغ چهره به چهره پیام» با توجه به حرکت قافله اسرا در شهرها، روستاها و سکونتگاه های مختلف آن روز، آنچنان مؤثر واقع شد که در اندک زمانی، همه جهان اسلام در جریان انقلاب عاشورا و مظلومیت اباعبدالله(ع) و ستم هایی که بر ایشان و یارانشان رفته بود، قرار گرفت و نخستین واکنش ها، به صورت پشیمانی همراهان این ستمگری ها در قالب « توابین» به سرعت بروز داده شد و دنیای اسلام را به تقابل با بنی امیه کشاند. استراتژی تبلیغاتی حضرت زینب(س) در عین سادگی، بسیار کارا و مؤثر بود. ایشان در مسیر حرکت کاروان، از کوچکترین توقف ها بهره می جست و کسانی را که برای تماشای اسرای خارج شدگان از دین دعوت شده بودند تا به زعم یزیدیان، عبرتی باشند برای مخالفت حکومت، با چند جمله سخنرانی به سفیران پیام خون بنا حق ریخته حسین(ع) تبدیل می کرد و هریک از ایشان خود با انتقال پیام این مظلومیت و اسارت به ترویج گسترده و سریع آن کمک می کردند. حضرت زینب(س) به خوبی از موقعیت های احساسی ایجاد شده از اسارت آل الله بهره می جست و با بیان علی وار خویش، در همان چند جمله اول سخنرانی کسانی را که تا چند دقیقه قبل، به سوی شان سنگ پرتاب می کردند، چنان به شیون و زاری می کشاند که برای حرکت دهندگان قافله، قابل تصور نبود. با رسیدن قافله اسرا به شام و پس از چندین روز حرکت در مسیر، گزارش های مسؤولان قافله اسرا و نیز خطبه زینب(س) در مجلس یزید، ایشان را به اشتباه عظیم شان واقف کرد و باعث متوقف کردن حرکت قافله اسرا و بازگرداندن آنها به مدینه شد. این کار بسیار دیرهنگام می نمود، چه حرکت های بعدی مسلمانان، از جمله جریان توابین و سپس قیام « مختار ثقفی» نشان داد که زینب کبری(س) وظیفه ابلاغ پیام خون برادر را به بهترین وجه ممکن به انجام رسانیده و با فراست آسمانی خود در ابلاغ پیام انقلاب عاشورا، بزرگترین خدمت را به عالم اسلام کرده است. از این روست که تعبیر زیاد او در مجلس یزید برای همیشه در گوش تاریخ طنین انداز خواهد بود که پس از ذکر همه مصائب کربلا از سوی یزید، بانگ برآورد:« و ما رأیت الا جمیلا».
منبع:نشریه دنیای زنان، شماره 54.
منبع : پژوهش نگارسفیران پیام عاشورا
برچسب ها : حضرت ,زینب ,عاشورا ,قافله ,پیام ,انقلاب ,حضرت زینب ,ابلاغ پیام ,قافله اسرا ,حضرت اباعبدالله ,انقلاب عاشورا